زنجیر

برگ پاییزم، ز چشم باغبان افتاده ام،

خوار در جولانـْگه ِ باد خزان افتاده ام

اشک ابرم کاینچنین بر خاک ره غلتیده ام

واژگون بختم، ز چشم آسمان افتاده ام

قطره یی بر خامهٔ تقدیر بودم - رو سیاه -

بر سپیدی های اوراق زمان افتاده ام

جای پای رهرو ِ عشقم، مرا نشناخت کس

بر جبین خاک، بی نام و نشان افتاده ام