گل زهر

سالها پیش، خاطر رنجور

شادمان بود و نوبهاری داشت

دل من باغ دلفریبی بود

سبزه یی داشت، لاله زاری داشت

آفتاب محبت گرمی

گل او را به ناز می پرورد

هر سحر دیده ام چو می شد باز

شاخه یی می دمید و گل می کرد