گل صحرایی

کیستی ای دوست که با یاد تو

باده ی اندیشه ام آمیخته

ای لب گرمت ز تن سرد من

شعله ی صد بوسه برانگیخته

خنده ی من، شوخی ی ِ‌من، ناز من

برده قرار تو و آرام تو

فتنه ی عشاق هوسباز من

زهر حسد ریخته در کام تو