صبر کن ماه دیگر

مزد کار سخت طاقت سوز را

از پی یک ماه، آوردم به چنگ

با دلی از آرزو سرشار و گرم

سوی منزل، روی کردم بی درنگ،

لیک - آوخ - کار مزد اندکم

جملگی، با دست بستانکار، رفت!

تا گشودم دیده را، دیدم که آه

آنچه بود از درهم ودینار، رفت!