فریاد
گفتند: « شام تیرهٔ محنت سحر شود،
خورشید بخت ما ز افق جلوه گر شود.»
گفتند: « پنجه های لطیف نسیم صبح
در حجله گاهِ خلوت گل پرده در شود.»
گفتند :« برگ های سپید شکوفه ها
با کاروانیان صبا همسفر شود.»
گفتند:« این شرنگ که دارم به جام خویش
روزی به کام تشنه، چو شهد و شکر شود.»