با درد بسازم

ای امید، ای اختر شب های من!

نغمه ات افسرد بر لبهای من.

شمع من آغاز خاموشی گرفت،

عشق من گرد فراموشی گرفت.

در نگاهم شعله های شوق مرد،

در درونم آتش پنهان فسرد.

غنچهٔ شاداب من بی رنگ شد،

گوهر نایاب من چون سنگ شد.