آنان که خاک را
تمام دلم دوست داردت، تمام تنم خواستار توست
بیا و به چشم قدم گذار ، که این همه در انتظار توست
چه خوب و چه خوبی ، چه نازنین ، تو خوب ترینی ، تو بهترین
چه بخت بلندی ست یار او ، کسی که شبی در کنار توست
نظر نه به سود و زیان کنم ، هر آنچه بگویی همان کنم
بگو که بمان ، یا بگو بمیر ، ارادهٔ من اختیار توست
به گوشهٔ چشمی نگاه کن ، ببین چه به پایت فکنده ام
مگر به نظر کیمیا شود ، دلی که چنین خاکسار توست