صدای تو

صدای تو گرم است و مهربان، چه سحر غریبی درین صداست

صدای دل مرد عاشق است ، که این همه با گوشم آشناست

صدای تو همچون شراب سرخ ، به گونهٔ زردم دوانده خون

چنین که مرا مست می کنی ، نشانی ی میخانه ات کجاست ؟

به قطرهٔ شبنم نگاه کن ، نشسته به گلبرگ مخملی

به مخمل آن نیمتخت سرخ ، اگر بنشانی مرا به جاست

صدای تپش های قلب من ، به گوش تو می گوید این سخن

که عاشقم و درد عاشقی ، چگونه ندانی که بی دواست ؟