با کولهٔ هفتاد و هشتاد

تا زنده هستم زنده هستم، تا زنده بر انصار بیداد

با اسبی از توفان و تندر ، با نیزه یی از شعر و فریاد

هر چند در میدان نبودم ، با دیو و دد جنگ آزمودم

بس قصه کز میدان سرودم ، زانجا که باروت است و پولاد

پیرم ولی از دل جوانم ، خوش می رود با کودکانم

من مامک پر مهرشانم ، گیرم که دیگر مامشان زاد

ای عمر احمدزاده پربار ، ای بخت روشن با جهاندار

وان خیل دلبندان هشیار ، پیروز مندی یارشان باد