در طول راه
پیر ماه و سال هستم ، پیر یار بی وفا ، نه
عمر می رود به تلخی ، پیر می شوم ، چرا نه ؟
پیر می شوی ؟ چه بهتر ، زود می رسی به مقصد
غیر از این به ماحصل هیچ ، بیش ازین به ماجرا ، نه
هان ، چگونه مقصد است این ؟ مرگ ؟
پس تولدم چیست ؟آمدیم تا بمیریم ؟ این حماقت است ، یا نه ؟
زاد و مرگ ما دو نقطه ست ، در دو سوی طول یک خط
هر چه هست ، طول خط است ، ابتدا و انتها نه