دو روز دیگر عید می رسد
همیشه دلم شور می زند، همیشه همین اضطراب من
ترقه ناگاه می شود که می ترکد روی خواب من
چه می شود آیا چه می شود? به هرکس و هرجا که می رسم
همیشه همین پرسش من است، نمیرسد اما جواب من
مضرت ذرات را بگو که قدرت تخریب تا کجاست?
تصور این آخرالزمان، گذشته زحد نصاب من
نشانه ویرانی دو شهر به روی دلم مانده چون دو زخم
گواه به جنگ و جنون بس است، همین دل و این التهاب من