شعله های خشم وطن

گر شعله های خشم وطن، زین بیشتر بلند شود

ترسم به روی سنگ لحد ، نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، بی حد زبان دراز شدی

ابرام ژاژخایی ی تو ، اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای ، درهم چو رشته بافته ای

ترسم که آنچه تافته ای ، بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، ، کور است چشم باور تو

پیلی که اوفتد به زمین ، حاشا دگر بلند شود