صدای کیست

اگر به باغ نباشی درختِ سختِ تناور،

چو برگ در تفِ توفان، دهن‌کجی کن و بگذر

گَرَت به خنجرِ دشمن، نشد مقابله ممکن

تو را معامله باید، بر آن چه هست میسَر

گر از مظالمِ جاری، به‌ تن حریر نداری

ز دوشِ حاکمِ ظالم، ردا به حیله برآور

صدای کیست که این‌ سان، دهان گشوده به پندم؟

سزد که لال کُنیدش، که گشته گوشم ازو کر!