غزل شمارهٔ ۲۴۲۲
رخ نفسی بر رخ این مست نه
جنگ و جفا را نفسی پست نه
سیم اگر نیست به دست آورم
باده چون زر تو بر این دست نه
ای تو گشاده در هفت آسمان
دست کرم بر دل پابست نه
پیشکشم نیست بجز نیستی
نیستیم را تو لقب هست نه
رخ نفسی بر رخ این مست نه
جنگ و جفا را نفسی پست نه
سیم اگر نیست به دست آورم
باده چون زر تو بر این دست نه
ای تو گشاده در هفت آسمان
دست کرم بر دل پابست نه
پیشکشم نیست بجز نیستی
نیستیم را تو لقب هست نه