بازگشت زاغان
در آستان غروب
بر آبگون به خاکستری گراینده
هزار زورق سیر و سیاه میگذرد
نه آفتاب، نه ماه
بر آبدان سپید
هزار زورق آواز خوان سیر و سیاه
یکی ببین که چه سان رنگها بدل کردند
سپهر تیره ضمیر و ستارهٔ روشن
در آستان غروب
بر آبگون به خاکستری گراینده
هزار زورق سیر و سیاه میگذرد
نه آفتاب، نه ماه
بر آبدان سپید
هزار زورق آواز خوان سیر و سیاه
یکی ببین که چه سان رنگها بدل کردند
سپهر تیره ضمیر و ستارهٔ روشن