آخر شاهنامه

این شکسته چنگ بی قانون

رام چنگ چنگی شوریده رنگ پیر

گاه گویی خواب می‌بیند

خویش را در بارگاه پر فروغ مهر

طرفه چشم انداز شاد و شاهد زرتشت

یا پری زادی چمان سرمست

در چمنزاران پاک و روشن مهتاب می‌بیند

روشنی‌های دروغینی