پیامی از آن سوی پایان
اینجا که ماییم سرزمین سرد سکوت است
به الهامان سوخته ست، لبها خاموش
نه اشکی، نه لبخندی،و نه حتی یادی از لبها و چشمها
زیراک اینجا اقیانوسی ست که هر به دستی از سواحلش
مصب رودهای بی زمان بودن است
وزآن پس آرامش خفتار و خلوت نیستی
همه خبرها دروغ بود
و همه آیاتی که از پیامبران بی شمار شنیده بودم