حالت

آفاق پوشیده از فر بیخویشی است و نوازش

ای لحظه‌های گریزان صفای شما باد

دمتان و ناز قدمتان گرامی،‌ سلام!‌ اندر آیید

این شهر خاموش در دوردست فراموش

جاوید جای شما باد

ای لحظه‌های شگفت و گریزان که گاهی چه کمیاب

این مشت خون و خجل را

در بارش نور نوشین خود می‌نوازید