غزل ۶

امشب دلم آرزوی تو دارد

نجواکنان و بی آرام، خوش با خدایش

می‌نالد و گفت و گوی تو دارد

- تو، آنچه در خواب بینند،

پوشیده در پرده‌های خیال آفرینند

تو، آنچه در قصه خوانند

تو، آنچه بی اختیارند پیشش

و آنچه خواهند نامش ندانند -