فراموش
با شما هستم من، ای ... شما
چشمههایی که ازین راهگذر میگذرید
با نگاهی همه آسودگی و ناز و غرور
مست و مستانه هماهنگ سکوت
به زمین و به زمان مینگرید
او درین دشت بزرگ
چشمهٔ کوچک بی نامی بود
کز نهانخانه ی تاریک زمین
با شما هستم من، ای ... شما
چشمههایی که ازین راهگذر میگذرید
با نگاهی همه آسودگی و ناز و غرور
مست و مستانه هماهنگ سکوت
به زمین و به زمان مینگرید
او درین دشت بزرگ
چشمهٔ کوچک بی نامی بود
کز نهانخانه ی تاریک زمین