سرود پناهنده

نجوا کنان به زمزمه سرگرم

مردی ست با سرودی غمناک

خسته دلی، شکسته دلی، بیزار

از سر فکنده تاج عرب بر خاک

این شرزه شیر بیشهٔ دین، آیت خدا

بی هیچ باک و بیم و ادا

سوی عجم کشیده دلش، از عرب جدا

امشب به جای تاج عرب شوق کوچ به سر دارد