نیاز

تا چند پیش ناز تو باید نیاز کرد

بر ناز خود بناز که نازت کشیدنی است

چشمت نظر ز لُطف به عاشق نمی‌کند

چون آهوی ختائی کارش رمیدنی است

از مشربت زلال لبست کام دل برآر

سرچشمۀ حیات زلالت چشیدنی است

خوشدل مرا نمای بد شنامت ای حبیب

چون حرف تلخ از لب شیرین شنیدنی است