پیر ریاکار

باز یاران خرابات چه کردند که دوش

خم و خمخانه به هم خورد و بَرانگیخت خروش

محرمان حرم دل همه آواره شدند

شب‌نشینان خرابات مغان خانه به‌دوش

وای! این‌پیر خرابات هم از اهل ریاست

زهر در شیشه دهد جای می، این‌باده‌فروش

دیدمش دوش ز میخانه به مسجد بشتافت

دل صنم‌خانهٔ اهریمن و سجاده به‌دوش