قسم

به آتشی که ز فریاد خلق برخیزد

به ناله‌ای که ز رگ‌های جان به‌در گردد

به شعله‌ای که ز انفاس رنجبر خیزد

مدام باعث آزار معتبر گردد

به سر دویدن اشکی که دامنی نگرفت

به دامنی که ز خوناب دیده تر گردد

به مادری که برد، درد فقر فرزندش

به آه و زاری طفلی که بی‌پدر گردد