ننگ هستی

ای روزگار شوم!

بر اخترم به دیدهٔ آلوده ننگری

کاندر نگاه روشن صافی سرشته‌ای.

خورشید زاده‌است

پاکیزه‌گوهری که ز چشم فرشته‌ای

بر برگ‌های گلشن قدس اوفتاده‌است.

باری به‌هوش باش!

لوث نگاه اهرمنان سیه‌درون