همت مردانه

ای خوش آنانکه قدم بر در میخانه زدند

بوسه دادند لب ساقی و پیمانه زدند

به حقارت منگر باده کشان را، کاین قوم

پشت پا بر فلک از همّت مردانه زدند

خون من باد حلال لب شیرین دهنان

که به کار دل من، خندۀ مستانه زدند

جانم آمد به لب امروز، مگر یاران دوش

قدح باده به یاد لب جانانه زدند؟