سرخوشم

خوش می‌کشد بسوی تو این عشق سرکشم

گر از جفا رقیب نسازد مشوّشم

گه خال دانه می‌کشدم گه کمند زلف

چون صید ناتوان ز جفا در کشاکشم

از آب چشم و آتش دل بی تو هر زمان

گاهی در آب غوطه ور و گه در آتشم

گر صد رهم رقیب کشد از جفا هنوز

من با امید وصل تو با باده سرخوشم