مبدأ برهان
بار دگر به کوچۀ رندان گذر کنیم
تا بشکنیم توبه و سجّاده تر کنیم
یک جرعه در کشیم از آن داروی نشاط
چندین هزار وسوسه از سر بدر کنیم
دل را بدست مطرب و معشوق میدهیم
فارغ ز فکر نیک و بد و خیر و شر کنیم
ما کیستیم و قوّت تدبیر ما کدام
تا ادعای دفع قضا و قدر کنیم