دقیقه، دقیقه

غمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه

دلم ز هجر شود پر ز خون، دقیقه دقیقه

هر آنچه خون به دلم شد ز اشتیاق جمالت

شد از دو دیدۀ زارم برون، دقیقه دقیقه

هر آن دلی که به دام کمند زلف تو افتد

ز غم، فتد به سر او جنون دقیقه دقیقه

هلاک می‌شدم از تیر ناز او، به نگاهی

اگر لب تو نمی‌شد مصون، دقیقه دقیقه