تنها
افسرده ، بی پناه ، پریشانحال ــــ
افتاده ام به گوشه ی تنهائی
من یکطرف نشسته ام و غمها
ایستاده اند گرم و صف آرائی
در بزم گرم زندگیم، بیگاه
سنگی فتاد و ساغر من بشکست
طفلم رمید و همسر من بگریخت
دستی رسید و رشته ما بگسست
افسرده ، بی پناه ، پریشانحال ــــ
افتاده ام به گوشه ی تنهائی
من یکطرف نشسته ام و غمها
ایستاده اند گرم و صف آرائی
در بزم گرم زندگیم، بیگاه
سنگی فتاد و ساغر من بشکست
طفلم رمید و همسر من بگریخت
دستی رسید و رشته ما بگسست