جامه سبز بهار
باز کن پنجره را، دخترکم فصل بهار ست
بکناری بزن این پرده را غمگین دلازار
باز کن پنجره را ـ
تا زند دختر خورشید، بر این غمکده لبخند ـ
تا وزد موج نسیمی بمن از دامن دربند
تا دمد نور سپیدی بتو، از سینه البرز
تا رسد عطر دلاویز گل از سوی دماوند
باز کن پنجره را فصل بهار است