گریه ای در شب
مردم نمیدانند پشت چهره من ـ
یکمرد خشماگین درد آلوده خفته است
مردم ز لبخندم نمیخوانند حرفی
تا آنکه دانند ـ
بس گریه ها در خنده تلخم نهفته است
وز دولت باران اشکم ـ
گلهای غم در جان غمگینم شکفته است
***
مردم نمیدانند پشت چهره من ـ
یکمرد خشماگین درد آلوده خفته است
مردم ز لبخندم نمیخوانند حرفی
تا آنکه دانند ـ
بس گریه ها در خنده تلخم نهفته است
وز دولت باران اشکم ـ
گلهای غم در جان غمگینم شکفته است
***