موسی
ای خدا!بشنو ز «طور» سینه ام فریاد تلخم را
برسرم سنگینی کوه است
سینه ام «سینا» ی اندوه است
ای پناه بی پناهان!
من چو «موسا» در میان قوم خود تنهای تنهایم
بر فراز کوه غمها اشک در پای تو میریزم
سینه مالان میخزم برقله های شعر-
تا به اعجاز سخن،این مرده جانان را بر انگیزم