شمارهٔ ۴ - گلستان

نوبهار آمد و شدگیتی دیگرگونا

باغ رنگین شد از خیری و آذریونا

رده بستند به باغ اندرکل‌های جوان

جامه‌ها رنگین چون لشگر ناپلیونا

سرخ گل خنده زد و مرغ شباوبزگریست

از لب کارون تا ساحل آبسگونا

برگ سبزآورد آن زرد شده شاخ درخت

کودک نوزاد آن پیر شده عرجونا