شمارهٔ ۳۲ - سرچشمهٔ فین

سرچشمهٔ «‌فین‌» بین که در آن آب روانست

نه آب روانست که جان است و روان است

گویی بشمر موج زند گوهر سیال

یا آن که به هر جدول‌، سیماب روانست

آن آب قوی بین که بجوشد ز تک حوض

گویی که مگر روح زمین در غلیانست

فوارهٔ کاشی رده بسته به جداول

چون ساقی پیروزه سلب در فورانست