شمارهٔ ۳۸ - ره راست

تا شدم خویگر به رفتن راست

چرخ کجرو به کشتنم برخاست

راست نتوان سوی بلندی رفت

راستی مانع ترقی ماست

کوهرو بین که پشت خم دارد

گه ز چپ می‌رود گهی از راست

ذروهٔ عز دنیوی کوهی است

که همه نعمت اندر آن بالاست