شمارهٔ ۹۸ - حبسیه
پانزده روز است تا جایم در این زندان بود
بند و زندان کی سزاوار خردمندان بود
کار نامردان بود سرپنجه با ارباب فقر
آنکه زد سرپنجه با اهل غنا، مرد آن بود
همت آن باشد که گیری دستی از افتادهای
بر سر افتادگان پاکوفتن آسان بود
کار هر جولاهه باشد کینه راندن وقتخشم
آنکه خشم خویش تاند خورد، او سلطان بود