شمارهٔ ۱۰۰ - نسب‌نامهٔ بهار

قطعه‌ای قلم پرتو بیضایی بود

پرتو معنی و لفظش ید بیضایی بود

حب و بغض از پدران ارث به فرزند رسد

مهر پرتو به من اجدادی و آبایی بود

همچنین بود ز میراث نیاکان بی‌شک

آن محبت که ز من در دل بیضایی بود

راست گویی که میان پدران من و او

متصل سلسلهٔ انس و شناسایی بود