شمارهٔ ۱۰۴ - در ذم می

خرد را عجب آید از این نبید

وز آنکو به نبیدش دل آرمید

می از تن بزداید توان و هوش

فراوان ضرر است اندرین نبید

در آغاز، عروسی بود نکو

به فرجام‌، عجوزی شود پلید

خدایی که به خیر آفرید خلق

شرانگیزتر از می نیافرید