شمارهٔ ۱۲۶ - تغزل و بهاریه

گشاده روی بهار، ای گشاده روی بهار

شراب سرخ بخواه و نبید سرخ بیار

بهار آمد و سنبل برآمد از لب جوی

به بوی زلف تو ای شمسهٔ بتان بهار

توازبهار فزونی بتا، به رنگ و به بوی

خود اینکه گفتم از من بسی شگفت مدار

بهارگیتی روزی دو بیش خرم نیست

بهار روی تو را خرمی بود هموار