شمارهٔ ۱۳۰ - بیخبر
ایخوش آنساعت کهآید پیک جانان بیخبر
گویدم بشتاب سوی عالم جان بیخبر
ایخوش آنساعت کهجام بیخودی ازدست دوست
خواهم و گردم ز خواهشهای دوران بیخبر
تا خبر شد جانم از اسرار پنهان وجود
گشتم از قیل و مقال کفر و ایمان بیخبر
در نهاد آدم خاکی خدا داندکه چیست
هست از این راز نهان جبریل و شیطان بیخبر