شمارهٔ ۱۴۶ - رزم‌نامه

می فروهل زکف‌ای ترک و به یک‌سو نه چنگ

جامهٔ جنگ فروپوش که شد نوبت جنگ

باده را روز بیفسرد بهل باده ز دست

چنگ را نوبت بگذشت بنه‌ چنگ ز چنگ

رخ برافروز و رخ خصم بیندای به قیر

قد برافراز و قدخصم دوتا ساز چو چنگ

از بر دوش‌، تفنگ‌افکن و آسوده گذار

لختی آن دو سر زلف سیه غالیه رنگ