شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب

ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال

وز عود خط آراسته بر چینی تمثال

لعبت نبود چون تو دل‌آشوب و دل‌آوبز

آهو نبود چون تو سیه‌چشم و سیه‌خال

ای دست نکویی به بناگوش تو زان زلف

بنگاشته بی خامه بسی جیم و بسی دال

از جیم تو صد تاب و شکن بر قد عشاق

وز دال تو صد بند و گره در دل ابدال