شمارهٔ ۱۶۷ - بث الشکوی

تا بر زبر ری است جولانم

فرسوده و مستمند و نالانم

هزلست مگر سطور اوراقم

یاوه است مگر دلیل و برهانم

یا خود مردی ضعیف تدبیرم

یا خود شخصی نحیف ارکانم

یا همچو گروه سفلگان هر روز

از بهر دونان به کاخ دونانم