شمارهٔ ۱۸۸ - پیری

زد پنجه وپنج پنجه‌ام برتن

زین پنجهٔ عظیم رنجه گشتم من

یاربم نکرد زور سرپنجه

با پنجه روزگار مردافکن

شد لاشهٔ عمر پیر و فرسوده

وبن کرهٔ بخت همچنان توسن

خندان خندان جوانیم دزدید

خردک خردک‌، زمانهٔ رهزن