شمارهٔ ۲۰۲ - صفاهان

ای رخ میمونت آفتاب صفاهان

وی به وجود تو آب و تاب صفاهان

باز شد از قید ظلم‌، گردن مظلوم

تا تو شدی مالک الرقاب صفاهان

کرد صفاهان ز عدل پرسش و حق داد

ز آیه لاتقنطوا، جواب صفاهان

دید صفاهان همی به طالع بیدار

آنچه نیامد همی به خواب صفاهان