شمارهٔ ۲۲۷ - بقایی و شعله

گسترد بهار زمردین حلّه

ز اقصای بدخش تا در حله

شد باغ چو حجله و گل سوری

بنشست عروس‌وار در حجله

هنگام سحر صبا فراز آید

داماد صفت به گل زند قبله

باغ است قبالهٔ گل و در وی

از سبزه کشیده جمله در جمله