شمارهٔ ۲۵۵ - خبر نداری

ای ثابتی از من خبر نداری

ای جان دل از تن خبر نداری

ای دوست ازین بستهٔ گرفتار

در پنجهٔ دشمن خبر نداری

ای گل‌، ز بهار تو کش خزان کرد

جور دی و بهمن‌، خبر نداری

بودی تو بت و منت چو برهمن

ای بت ز برهمن خبر نداری