شمارهٔ ۲۵۹ - به یکی از روزنامهنویسان هتاک
ابلها زان خط که هر روزش به دفتر می کشی
بر سر تقوی و ایمان، خط دیگر می کشی
ساغری کز جرعهنوشیهاش رانی عیب ما
گر بهچنک آری تواش لاجرعه برسر می کشی
شب به عیب پاک مردان، خامه را سر می کنی
روز بر قتل عزیزان، پاچه را ور میکشی
بر دل کشور نشیند چون خدنگ زهردار
آههایی کز ته دل، بهر کشور میکشی