غزل شمارهٔ ۲۵۰۵
چو بی گه آمدی باری درآ مردانهای ساقی
بپیما پنج پیمانه به یک پیمانهای ساقی
ز جام باده عرشی حصار فرش ویران کن
پس آنگه گنج باقی بین در این ویرانهای ساقی
اگر من بشکنم جامی و یا مجلس بشورانم
مگیر از من منم بیدل تویی فرزانهای ساقی
چو باشد شیشه روحانی ببین باده چه سان باشد
بگویم از کی میترسم تویی در خانهای ساقی